خرید بک لینک
for my brother سلام داداشاجازه می دی این دفعه بگمسلام بهانه ی قشنگ برای قلم زنیآره منم همون دیوونه همیشگیداداش می دونی الان داشتم به چی فکر می کردیدیدی همش این اصطلاح را به کار می برندکه انشااالله آسمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین فلاح تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:23

مدت هاســت احــساس میکــنم کــر و لال شــدم . . !!
این روزها صــدای احــساساتم رو فــقط صــفحه ی کیــــــــبوردم
میشــنود . . . !!

برچسب: نویسنده: بنیامین فلاح تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:23

ی وقتایی

ی وقتایی غرق نورم
ی وقتایی سکوت می کنم
ی وقتایی پرم از شادی
ی وقتایی غم گلوم را می گیره
ی وقتایی گم می شم تو خودم
ی وقتایی راهم را پیش می گیرمو می رم
ی وقتایی ساکن می ایستم و فقط نگاه می کنم
ی وقتایی ....
آخر همون وقتا ی دفعه غرق می شم تو یاد تو

برچسب: نویسنده: بنیامین فلاح تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:23

باید صبور باشم
باید آرام باشم
باید خود درونم را احیاء کنم
به خاطر خودم و تمام آرزوهایم
به خاطر او و تمام آرزوهایش
پری کوچک هنوز لابلای دفتر من نشسته
هیچکس آخر پری من را نخونده
چطور می توانم قصه ای که این قدر عاشقانه دوستش دارم و تمام شخصیت های خوب و ...زندگی ام را به تصویر کشیدم
چنین ناخوانده بماند
من می خواهم خودم باشم
ی مادر
ی بانوی ایرانی
توانمند
هدفمند
روشن
با تمام ارزشهای وجودی یک انسان

برچسب: نویسنده: بنیامین فلاح تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:23

مدتی حالمان خوب نبود
دوست داشتن هایمان جای خود را به دوست نداشتن هایمان داده بود
هر چه سعی می کردیم همدیگر را دوست بداریم
انگار بند بند این طناب بافته شده با مهر از هم می گسست
نمی دانستیم بایستیم ؟!
برگردیم ؟!
ادامه دهیم ؟!
تنها می خواستیم بند ها از هم جدا نگردد
ناچار خاموش شدیم
به پهنای تمام مهربانی های نهفته در وجودمان خاموش شدیم
اما تو هرگز باور نکن
که چراغ مهر تو در وجود من خاموش گردد

برچسب: نویسنده: بنیامین فلاح تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:23

می خواهم سبدی که تارهایش از عطر مهربانی و پودش از گلبرگ عطوفت بافته شده باشد
در دست بگیرم و
آنگاه درونش را از غنچه های لبخند انباشته کنم و
با پاهای برهنه
بر در هر خانه ای نذری دهم
برایم فرقی نخواهد داشت که غنچه هایم پرپرشوند یا این که با تمام وجود احساس شوند
مهم این است که عشق را تقسیم می کنم
شاید به خاطر آوریم
روزی می رسد
که دیگر نیستیم

برچسب: نویسنده: بنیامین فلاح تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:23

به یاد روزی که تو غوص زدن در دریا را تجربه کردی و لحظه لحظه هایش را برایم توصیف ...بعضی ها قدرت در خلوت بودن و تنها نشستن در وجود شان آنها نه تنها ضعیف بلکه قوی تر قوی تر می کند آدمی گاهی نیاز دارد باادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین فلاح تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:23

کاش می دانستی حتی در عمیق ترین لحظه های سکوتم باز هم با تو سخن می گویم .... تویی که گریز پاترین و دوست داشتنی ترین همسفر زندگی من بودی .... در این بازگشت دوباره سرما ، باز هم اجازه نخواهم داد که ذره اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین فلاح تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:23

گاهی باید عقابی را در آسمان دلگیر و خلوت تنهایی های خودت در حال اوج ببینی شاید پر های غبار گرفته ی پروازت تکانی به خود بدهند و از لابلای میله های پوسیده ی قفس افکار ذهنت به شوق اوج به پرواز در آیند !ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین فلاح تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:23

دنیا کنارت باشد ، باز هم احساس تنهایی خواهی کرد

اگر خودت کنار خودت نباشی ....

برچسب: نویسنده: بنیامین فلاح تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:23

دوست خوب
فقط مي خواستم بگم ذهنم خيلي كوچيكتر از چيزي ست كه تو ذهن هر آدمي مي گنجه
اما دلم ي چيز ديگه ست
پيامت را خوندم

برچسب: عنوان بى تك,عنوان بى تك المعادى,عنوان بى تك المهندسين,عنوان بى تك مدينة نصر,عنوان بى تك التجمع الخامس,عنوان بى تك الاسكندرية,عنوان بى تك فرع شبرا,عنوان بى تك فيصل,عنوان بى تك طنطا,عنوان بى تك المنصورة, نویسنده: بنیامین فلاح تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 5:47

بیاییم هیچ گاه احساس خود را با دستانمان مقابل جوخه ی خشم و سرخوردگی قرار ندهیم ، که اگر احساس بمیرد ، دل آدمی می میرد .... در این چند روز اخیر بارها و بارها به یاد دوستی افتادم که نامش ، یادش و تمام مهربانی هایش ریشه در قلب من دارد ... شاید هرگز این نوشته از مقابل دیدگانش گذر کند ... اما من دست به اعدام احساس خود هرگز نخواهم زد ... او اولین کسی بود که برایم آروزی سختی کرد ... شاید آن زمان افکار خام جوانی مرا از او رنجور و پریشان خاطر کرد ... اما حالا با گذشت سالیانی و تحمل دردهایی که فکرش ذهن هر انسانی را آشفته می کند ، یافتم که چه خامی بودم حالا چه شده ام !!!!! دوست خوادامه مطلب

برچسب: برای یک دوست,خاطره برای یک دوست,ویلایی برای یک دوست,یادگاری برای یک دوست,شعری برای یک دوست,متنی برای یک دوست,خاطره برای یک دوست صمیمی,شعر برای یک دوست,پیامک برای یک دوست,دعا برای یک دوست, نویسنده: بنیامین فلاح تاريخ: چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 9:50

گاهی روبروی آیینه ی کوچک خانه ام می ایستم و با چشم هایی سرشار از امید به موهای سپید و استخوانهای بیرون زده ی گونه هایم و دستهایم می نگرم و با لبخندی به خود تنها جمله ی حک شده تو در وجودم ، را تکرار می کنم ...

تو می توانی

" من می توانم "

برچسب: تو میتوانی,تو می توانی اگر بخواهی,تو می توانی کار کنی و معجزه ببینی,تو می توانی زندگیت را رویایی کنی,تو مي تواني,تو که میتوانی بمانی بمان,تو تنها می توانی آخرین درمان من باشی,می توانی تو به من زندگانی بخشی,می توانی تو به لبخندی,می توانی تو به من, نویسنده: بنیامین فلاح تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 3:46

سالها پیش با صدایی به لطافت چکامه و ظرافت گلبرگهای گل سرخ آشنا شدم ...

و این صدا مرا در مسیری گذاشت که داغترین ضربه های روزگار در خود ذوبم کرد

و اما شنیدن هر کلامش نقشی تازه در من باقی گذاشت ...

کاش می توانستم قصه ی آبدیده شدن را با شما قسمت کنم

برچسب: صدای آشنا,صدای آشنای امریکا,صداي آشنا,صدای آشنا مریم صمصامی,صدای آشنای دوست,صدای آشنا منوچهر طاهرزاده,صدای آشنا شعر,رادیو صدای آشنا منچستر,سایت صدای آشنا,انجمن صدای آشنا, نویسنده: بنیامین فلاح تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 3:46

صفحه بندی